recognise

rec·og·nise/ˈrɛkəɡnaɪz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): recognisedpast participle (مفعولی): recognised-ing (حال): recognising3rd (سوم): recognises

فعل — تشخیص دادن

تشخیص دادنشناختن

شناختن به عنوان آشنا یا شناخته شده

to identify as known or familiar

«من او را از مدرسه می‌شناسم.»

I recognize her from school.

«این آهنگ را می‌شناسی؟»

Do you recognize this song?

تفاوت با واژه‌های مشابه
identifyشناسایی کردن

رایج. تشخیص یا یافتن چیزی، مشابه recognize.

Common. To point out or detect something, similar to recognize.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000