reclude

re·clude/rɪˈkluːd/
re-againcludeclose, shut
verb (فعل)formalpast (گذشته): recludedpast participle (مفعولی): recluded-ing (حال): recluding3rd (سوم): recludes

فعل — کنار گذاشتن

کنار گذاشتنمنزوی کردن

کنار گذاشتن یا در جای جدا نگه داشتن؛ منزوی کردن.

To shut away or seclude; to keep apart from others.

«او بعد از رسوایی خودش را منزوی کرد.»

He recluded himself after the scandal.

«صومعه راهبان را از دنیای بیرون جدا نگه می‌دارد.»

The monastery recludes monks from the outside world.

تفاوت با واژه‌های مشابه
secludeمنزوی کردن

رسمی. تقریباً مترادف، به معنای نگه داشتن فرد جدا از دیگران.

Formal. Nearly synonymous, meaning to keep someone apart from others.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000