فعل — پس میگیرد
بازگرداندن چیزی را مطالبه یا به دست میآورد.
Demands or obtains the return of something.
«شرکت هواپیمایی چمدانهای گمشده مسافران خود را پس میگیرد.»
“The airline reclaims lost luggage for its passengers.”
«او زمینی را که از خانوادهاش گرفته شده بود، بازپس میگیرد.»
“He reclaims the land that was taken from his family.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. به معنای به دست آوردن چیزی که گم شده یا دزدیده شده است، اغلب از طریق تلاش. 'اموال گمشده را بازیابی میکند' مناسب است، 'اموال گمشده را پس میگیرد' نیز مناسب است.
Everyday. Implies getting something back that was lost or stolen, often through effort. 'Recovers lost property' works, 'reclaims lost property' also works.
روزمره. اغلب برای دادهها یا اشیاء از یک مکان ذخیرهسازی، یا توسط یک حیوان استفاده میشود. 'فایلی را بازیابی میکند' یا 'سگی توپی را بازیابی میکند'. کمتر در مورد درخواست قانونی است.
Everyday. Often used for data or objects from a storage location, or by an animal. 'Retrieves a file' or 'a dog retrieves a ball'. Less about a legal demand.
فعل — بازیافت میکند
مواد مفید را از محصولات زائد بازیابی میکند.
Recovers useful substances from waste products.
«کارخانه حلالهای مورد استفاده در فرآیند تولید را بازیافت میکند.»
“The factory reclaims solvents used in the manufacturing process.”
«این سیستم آب را برای آبیاری بازیافت میکند.»
“This system reclaims water for irrigation.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. به طور خاص در مورد پردازش زباله برای ایجاد مواد جدید. 'بازیافت بطریهای پلاستیکی' یک کاربرد رایج است. زمانی که هدف استفاده مجدد باشد، میتواند قابل تعویض باشد.
Everyday. Specifically about processing waste to create new materials. 'Recycles plastic bottles' is a common usage. Can be interchangeable when the purpose is reuse.
روزمره. اصطلاحی عمومیتر برای پس گرفتن چیزی که میتواند شامل بازیابی مواد نیز باشد. 'بازیابی فلزات با ارزش' شبیه به reclaims است.
Everyday. A more general term for getting something back, which could include recovering materials. 'Recovers valuable metals' is similar to reclaims.
متضادها
فعل — احیا میکند
زمین را برای کشت یا استفاده دیگر مناسب میکند.
Makes land suitable for cultivation or other use.
«دولت تالابها را برای کشاورزی احیا میکند.»
“The government reclaims wetlands for agriculture.”
«آنها در تلاش برای احیای زمین بایر هستند.»
“They are working to reclaim barren land.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. اصطلاحی گستردهتر به معنای رشد یا گسترش، از جمله کاربردی کردن زمین. 'توسعه زمین برای مسکن' رایج است.
Everyday. A broader term, meaning to grow or expand, including making land useful. 'Develops land for housing' is common.