reclaimed

re·claimed/ˌriːˈkleɪmd/
re-againclaimto take or demand-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): reclaimedpast participle (مفعولی): reclaimed-ing (حال): reclaiming3rd (سوم): reclaims

فعل — پس گرفتن

پس گرفتنبازیابی کردن

دوباره پس گرفتن یا بازیابی چیزی مانند زمین یا مواد.

To take back or recover something, such as land or materials.

«شرکت فلزات قدیمی را برای بازیافت پس گرفت.»

The company reclaimed old metal for recycling.

«کشاورزان زمین باتلاقی را پس گرفتند.»

Farmers reclaimed the marshy land.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recoverبازیابی کردن

رایج. معنی مشابه دارد و اغلب قابل جایگزینی است.

Common. Similar meaning; often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000