recovers

re·cov·ers/rɪˈkʌvərz/
re-againcoverto get back
verb (فعل)commonpast (گذشته): recoveredpast participle (مفعولی): recovered-ing (حال): recovering3rd (سوم): recovers

فعل — بهبود می‌یابد

بهبود می‌یابدشفا می‌یابد

شخص سوم مفرد زمان حال فعل recover: بهتر شدن بعد از بیماری یا مشکل.

Third person singular present of recover: to get better after illness or difficulty.

«او سریع سرماخوردگی را بهبود می‌یابد.»

She recovers quickly from colds.

«بیمار پس از جراحی بهبود می‌یابد.»

The patient recovers after surgery.

تفاوت با واژه‌های مشابه
improvesبهبود می‌یابد

متداول. معنی مشابه اما کلی‌تر؛ در زمینه سلامتی قابل جایگزینی است.

Common. Similar meaning but broader; interchangeable in health context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000