verb (فعل)commonpast (گذشته): reclothedpast participle (مفعولی): reclothed-ing (حال): reclothing3rd (سوم): reclothes
فعل — دوباره لباس پوشاندن
دوباره لباس پوشاندنلباس تازه دادن
دوباره لباس پوشاندن یا لباس جدید دادن به کسی
To dress someone again or provide new clothes
«داوطلبان به بیخانمانها دوباره لباس میدهند.»
“Volunteers help to reclothe the homeless.”
«او به عروسک لباس تازه پوشاند.»
“She reclothed the doll with new clothes.”
تفاوت با واژههای مشابه
redress— دوباره پوشاندن
رسمی/کهنه. معنی مشابه دارد ولی کمتر استفاده میشود؛ بیشتر ادبی است.
Formal/archaic. Similar meaning but rarely used; mostly literary.