redress

re·dress/rɪˈdrɛs/
re-againdressto put right or repair (from Old English)
1verb (فعل)formalpast (گذشته): redressedpast participle (مفعولی): redressed-ing (حال): redressing3rd (سوم): redresses

فعل — جبران کردن

جبران کردناصلاح کردن

اصلاح یا جبران یک اشتباه یا وضعیت ناعادلانه.

To correct or remedy a wrong or unfair situation.

«قربانیان به دنبال جبران درد و رنج خود بودند.»

Victims sought redress for their suffering.

«دولت قول داد بی‌عدالتی را جبران کند.»

The government promised to redress the injustice.

تفاوت با واژه‌های مشابه
remedyچاره

رسمی. اصلاح یا درست کردن مشکل یا بی‌عدالتی.

Formal. To fix or make right a problem or injustice.

compensateجبران کردن

رایج. دادن چیزی برای جبران خسارت یا آسیب.

Common. To give something to make up for loss or injury.

2noun (اسم)formal

اسم — جبران

جبراناصلاحبازپرداخت

جبران یا اصلاحی که برای خطا یا ظلم ارائه می‌شود.

Compensation or correction given for a wrong done.

«دادگاه به او غرامت پرداخت.»

The court awarded him redress.

«آن‌ها از طریق اقدام قانونی به دنبال جبران بودند.»

They sought redress through legal action.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000