reconvened

re·con·vened/ˌriːkənˈviːnd/
re-againconveneto come together
verb (فعل)formalpast (گذشته): reconvenedpast participle (مفعولی): reconvened-ing (حال): reconvening3rd (سوم): reconvenes

فعل — دوباره تشکیل جلسه داد

دوباره تشکیل جلسه دادبازگردانده شد (به جلسه)

دوباره تشکیل جلسه دادن یا گرد هم آمدن، به ویژه پس از یک وقفه یا تعطیلی.

To convene or gather again, especially after a break or adjournment.

«شورا پس از یک استراحت کوتاه دوباره تشکیل جلسه داد.»

The council reconvened after a short break.

«پارلمان با فرمان سلطنتی دوباره تشکیل جلسه داد.»

Parliament was reconvened by royal decree.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reassembledدوباره گرد هم آمد

معمولی. هنگامی که به افراد اشاره دارد که پس از پراکنده شدن دوباره گرد هم می‌آیند، قابل تعویض است. همچنین می‌تواند به سر هم کردن قطعات یک شیء اشاره داشته باشد. «کمیته دوباره گرد هم آمد» مناسب است، «نمایندگان دوباره تشکیل جلسه دادند» نیز مناسب است و برای یک بافت جلسه کمی رسمی‌تر است.

Common. Interchangeable when referring to people gathering again after being dispersed. It can also apply to putting parts of an object back together. 'The committee reassembled' works, 'the delegates reconvened' also works and is slightly more formal for a meeting context.

resumedاز سر گرفته شد

معمولی. هنگامی که به از سرگیری یک فعالیت یا بحث پس از یک وقفه اشاره دارد، قابل تعویض است. بر شروع مجدد عمل یا فرآیند تمرکز دارد، نه بر گرد هم آمدن افراد. «جلسه از سر گرفته شد» مناسب است، اما «اعضا دوباره تشکیل جلسه دادند» بر افراد تمرکز دارد.

Common. Interchangeable when referring to the continuation of an activity or discussion after an interruption. It focuses on the action or process restarting, rather than the gathering of people. 'The meeting resumed' works, but 'the members reconvened' focuses on the people.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000