verb (فعل)commonpast (گذشته): reekedpast participle (مفعولی): reeked-ing (حال): reeking3rd (سوم): reeks
فعل — بوی بد دادن
بوی بد دادنمتصاعد شدن بوی نامطبوع
بوی تند و نامطبوعی منتشر کرد (گذشته فعل reek)
Emitted a strong, unpleasant smell (past tense of reek)
«اتاق بوی دود میداد.»
“The room reeked of smoke.”
«توده زباله پس از چند روز بوی بدی داشت.»
“The garbage heap reeked after days.”
تفاوت با واژههای مشابه
stank— بوی بد دادن
غیررسمی است. گذشته فعل stink؛ معنی مشابه reeked.
Informal. Past tense of stink, similar meaning to reeked.