reel in
/ril ɪn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — با قرقره جمع کردن
با قرقره جمع کردنماهی را به سمت خود کشیدن
ماهی، نخ یا شیئی دیگر را با قرقره به سمت خود کشیدن است.
To wind a fish, line, or other object toward oneself using a reel.
«او ماهی را آرام با قرقره به سمت خود کشید.»
“He reeled in the fish slowly.”
«پیش از رفتن، نخ را با قرقره جمع کن.»
“Reel in the line before we leave.”
2phrasal verb (فعل عبارتی)informal
فعل عبارتی — جذب کردن
جذب کردنبه دست آوردن
کسی یا چیزی را جذب کردن یا به دست آوردن است، اغلب در تعداد زیاد.
To attract, obtain, or bring in someone or something, often in large numbers.
«آن تبلیغ هزاران مشتری تازه جذب کرد.»
“The ad reeled in thousands of new customers.”
«وعدهٔ او رأیدهندگان را جذب کرد.»
“Her promise reeled in the voters.”