reeking

reek·ing/ˈriːkɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): reekedpast participle (مفعولی): reeked-ing (حال): reeking3rd (سوم): reeks

فعل — بوزد

بوزدبوی بد دارد

بوی بسیار قوی و بد ساطع کردن.

Emitting a strong, unpleasant smell.

«اتاق بوی شدیدی از دود می‌داد.»

The room was reeking of smoke.

«لباس‌هایش بعد از پیاده‌روی بوی بد داشتند.»

His clothes were reeking after the hike.

تفاوت با واژه‌های مشابه
smellingبو کردن

معنای کلی بو دادن یا دریافتن بو؛ reeking همیشه بوی بد و قوی است.

General sense of perceiving or emitting odor; reeking always negative strong smell.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000