فعل — تجدید تأمین مالی
جایگزین کردن یک بدهی موجود با بدهی جدید، معمولاً با شرایط مطلوبتر (مانند نرخ سود کمتر، دوره بازپرداخت طولانیتر).
To replace an existing debt with a new debt, typically with more favorable terms (e.g., lower interest rate, longer repayment period).
«بسیاری از صاحبان خانه هنگام کاهش نرخ بهره، وام مسکن خود را تجدید تأمین مالی میکنند.»
“Many homeowners choose to refinance their mortgages when interest rates drop.”
«شرکت قصد دارد وامهای موجود خود را دوباره تأمین مالی کند تا اقساط ماهانه را کاهش دهد.»
“The company plans to refinance its existing loans to reduce monthly payments.”
اسم — تجدید تأمین مالی
عمل یا فرآیند تجدید تأمین مالی یک بدهی.
The act or process of refinancing a debt.
«او برای تجدید تأمین مالی وام دانشجویی خود درخواست داد.»
“She applied for a refinance of her student loan.”
«این بازتأمین مالی صدها دلار در ماه برای آنها صرفهجویی کرد.»
“The refinance saved them hundreds of dollars a month.”