reign

/reɪn/
1noun (اسم)commonplural (جمع): reigns

اسم — سلطنت

سلطنتپادشاهی

دوره‌ای که یک فرمانروا سلطنت می‌کند.

The period during which a sovereign rules.

«سلطنت ملکه ویکتوریا ۶۳ سال به طول انجامید.»

Queen Victoria's reign lasted for 63 years.

«کشور در طول سلطنت آرام او شکوفا شد.»

The country prospered during his peaceful reign.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ruleحکومت

روزمره/عادی. اصطلاحی گسترده‌تر که به اعمال قدرت یا کنترل اشاره دارد، نه منحصراً توسط یک پادشاه. هنگام اشاره به دوره حکمرانی یک پادشاه قابل تعویض است، اما 'rule' می‌تواند به اشکال غیر پادشاهی حکومت نیز اعمال شود.

Everyday/common. A broader term referring to the exercise of power or control, not exclusively by a monarch. Interchangeable when referring to the period of governing by a monarch, but 'rule' can also apply to non-monarchical forms of government.

sovereigntyحاکمیت

رسمی/فنی. به قدرت یا اقتدار عالی اشاره دارد، نه به طور خاص به دوره سلطنت یک پادشاه. در حالی که با سلطنت یک پادشاه مرتبط است، مترادف مستقیمی برای مدت زمان آن نیست.

Formal/technical. Refers to supreme power or authority, not specifically the period of a monarch's rule. While related to a monarch's reign, it's not a direct synonym for the duration.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): reignedpast participle (مفعولی): reigned-ing (حال): reigning3rd (سوم): reigns

فعل — سلطنت کردن

سلطنت کردنحکومت کردن

حکومت کردن به عنوان فرمانروا یا پادشاه.

To hold royal office; to rule as sovereign.

«پادشاه بیش از چهل سال سلطنت کرد.»

The king reigned for over forty years.

«او در کنار همسرش سلطنت خواهد کرد.»

She will reign alongside her husband.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ruleحکومت کردن

روزمره/عادی. مشابه اسم، 'rule' اصطلاحی گسترده‌تر برای اعمال کنترل است. اغلب با 'reign' هنگام اشاره به حکمرانی یک پادشاه قابل تعویض است، اما 'rule' می‌تواند به رهبران یا سیستم‌های غیر پادشاهی نیز اعمال شود.

Everyday/common. Similar to the noun, 'rule' is a broader term for exercising control. It is often interchangeable with 'reign' when referring to a monarch governing, but 'rule' can also apply to non-monarchical leaders or systems.

governحکمرانی کردن

رسمی/عادی. به عمل کنترل یا اداره یک کشور یا ایالت اشاره دارد. در حالی که پادشاهان حکومت می‌کنند، 'govern' به نقش فعال‌تر و اداری اشاره دارد، در حالی که 'reign' بر جایگاه پادشاه بودن تأکید می‌کند.

Formal/common. Refers to the act of controlling or administering a country or state. While monarchs govern, 'govern' implies a more active, administrative role, whereas 'reign' emphasizes the status of being a monarch.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000