reigned

/reɪnd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): reignedpast participle (مفعولی): reigned-ing (حال): reigning3rd (سوم): reigns

فعل — حکومت کردن

حکومت کردنسلطنت کردن

در گذشته به عنوان پادشاه یا فرمانروای یک کشور حکومت کرده است.

To have ruled as a monarch or sovereign during a specific period in the past.

«ملکه الیزابت دوم بیش از ۷۰ سال حکومت کرد.»

Queen Elizabeth II reigned for over 70 years.

«او در زمان پرحادثه‌ای به عنوان پادشاه حکومت کرد.»

He reigned as king during a turbulent time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ruledحکومت کرد

رایج. مترادف با reign اما ممکن است به انواع مختلف حکومت اشاره کند، نه فقط سلطنت.

Common. Synonymous with reign but can imply different types of rule, not only monarchy.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000