در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
عمل بازگرداندن کسی به موقعیت، وضعیت یا حالت قبلی.
The act of restoring someone to a previous position, status, or condition.
«کارمند پس از اخراج درخواست بازگشت به کار داد.»
“The employee sought reinstatement after being fired.”
«بازگرداندن خدمات چند روز طول کشید.»
“Reinstatement of service took several days.”
رایج. معنی مشابه دارد و اغلب قابل جایگزینی است.
Common. Similar meaning and often interchangeable.