reinvents

re·in·vents/ˌriːɪnˈvɛnts/
re-againinventto create or design something new
verb (فعل)commonpast (گذشته): reinventedpast participle (مفعولی): reinvented-ing (حال): reinventing3rd (سوم): reinvents

فعل — دوباره ابداع کردن

دوباره ابداع کردنبازآفرینی

دوباره چیزی را به شیوه‌ای نو یا متفاوت خلق کردن، اغلب با بهبود یا تغییر آن.

Creates something again in a new or different way, often improving or changing it.

«او دستورهای سنتی را با مواد جدید دوباره ابداع می‌کند.»

She reinvents traditional recipes with new ingredients.

«شرکت هر ده سال یکبار خود را دوباره بازآفرینی می‌کند.»

The company reinvents itself every decade.

تفاوت با واژه‌های مشابه
revampتجدید ساختار

غیررسمی. اغلب به معنی تغییرات و بهبودهای عمده، در بافت‌های روزمره جایگزین reinvent می‌شود.

Informal. Often used to denote significant changes or improvements, can replace reinvent in casual contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000