reinvigorate

re·in·vig·o·rate/ˌriːɪnˈvɪɡəreɪt/
re-againinvigorateto energize, strengthen
verb (فعل)commonpast (گذشته): reinvigoratedpast participle (مفعولی): reinvigorated-ing (حال): reinvigorating3rd (سوم): reinvigorates

فعل — تقویت دوباره کردن

تقویت دوباره کردناحیا کردن

دوباره انرژی یا نیرو دادن به کسی یا چیزی.

To give new energy or strength to someone or something again.

«پروژه جدید جامعه را دوباره تقویت کرد.»

The new project reinvigorated the community.

«ورزش می‌تواند بدن و ذهن را دوباره تقویت کند.»

Exercise can reinvigorate the body and mind.

تفاوت با واژه‌های مشابه
revitalizeاحیا کردن

رایج. اغلب قابل جایگزینی و زمانی که دوباره زندگی یا انرژی به چیزی برمی‌گردد استفاده می‌شود.

Common. Often interchangeable; used when bringing new life or energy back to something.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000