verb (فعل)informalpast (گذشته): rejiggeredpast participle (مفعولی): rejiggered-ing (حال): rejiggering3rd (سوم): rejiggers
فعل — دوباره تنظیم کردن
دوباره تنظیم کردنمرتب کردن
دوباره تنظیم یا مرتب کردن چیزی (غیررسمی).
To rearrange or adjust something (informal).
«او برنامههایش را در آخرین لحظه دوباره تنظیم کرد.»
“He rejiggered his plans at the last minute.”
«اجازه بده فایلها را دوباره مرتب کنم تا دسترسی آسانتر شود.»
“Let me rejigger the files for easier access.”
تفاوت با واژههای مشابه
rejig— دوباره مرتب کردن
غیررسمی. همان معنی rejig دارد و معمولاً به جای آن استفاده میشود.
Informal. Same as rejig, commonly used interchangeably.