verb (فعل)commonpast (گذشته): reliedpast participle (مفعولی): relied-ing (حال): relying3rd (سوم): relies
فعل — تکیه کرد
تکیه کرداعتماد کرد
بر کسی یا چیزی برای کمک، پشتیبانی یا اعتماد تکیه کردن.
Depended on someone or something for help, support, or trust.
«او در مواقع سخت به دوستانش تکیه کرد.»
“She relied on her friends in difficult times.”
«ما به شدت به توصیههای او تکیه کردیم.»
“We relied heavily on his advice.”
تفاوت با واژههای مشابه
depended— تکیه کرد
رایج. مترادف کلی برای تکیه کردن به کسی یا چیزی.
Common. General synonym for relying on something or someone.