resonance

res·o·nance/ˈrɛzənəns/
1noun (اسم)common

اسم — طنین

طنینترنم

صدای عمیق، پر و طنین‌انداز که از ارتعاش تولید می‌شود.

A deep, full, and reverberating sound produced by vibration.

«طنین ویولن سالن را پر کرد.»

The resonance of the violin filled the hall.

«اتاق دارای طنین خوبی برای موسیقی است.»

The room has good resonance for music.

تفاوت با واژه‌های مشابه
echoاکو

معمولی. به بازتاب صدا اشاره دارد؛ resonance همچنین به کیفیت و غنای ارتعاش اشاره می‌کند، پس دقیقاً یکسان نیستند.

Common. Refers to sound reflection; resonance also includes vibration quality and richness of tone, so not identical.

2noun (اسم)technical

اسم — رزونانس

رزونانسطنین

تقویت یا طولانی شدن صدا به وسیله بازتاب یا ارتعاش اجسام اطراف.

The reinforcement or prolongation of sound by reflection or vibration of surrounding objects.

«رزونانس در بدنه گیتار صدا را تقویت می‌کند.»

Resonance in the guitar body enhances the sound.

«معماران هنگام طراحی سالن‌های کنسرت رزونانس را در نظر می‌گیرند.»

Architects consider resonance when designing concert halls.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000