resolve (a) conflict

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·solve a con·flict/rɪˈzɑlv ə ˈkɑnflɪkt/
phrase (عبارت)common

عبارت — حل کردن یک تعارض

حل کردن یک تعارضرفع کردن اختلاف

برای یک اختلاف راه‌حلی مسالمت‌آمیز پیدا کردن.

To find a peaceful solution to a disagreement.

«آن‌ها اختلاف را مسالمت‌آمیز حل کردند.»

They resolved the conflict peacefully.

«گفت‌وگو می‌تواند یک تعارض را حل کند.»

Talk can resolve a conflict.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000