resized

re·sized/riːˈsaɪzd/
re-againsizedimension-edpast tense marker
verb (فعل)commonpast (گذشته): resizedpast participle (مفعولی): resized-ing (حال): resizing3rd (سوم): resizes

فعل — تغییر اندازه داد

تغییر اندازه دادسایز دوباره تنظیم کرد

گذشته فعل resize؛ تغییر اندازه چیزی، معمولاً تصویر یا جسم.

Past tense of resize: to change the size of something, usually an image or object.

«او عکس را اندازه‌اش را برای قاب تغییر داد.»

She resized the photo to fit the frame.

«تصویر برای کاهش حجم فایل، تغییر اندازه داده شد.»

The image was resized to reduce the file size.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scaledمقیاس‌بندی شد

اصطلاح رسمی برای تغییر اندازه، معمولاً فنی.

Formal term for changing size, often technical.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000