در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
اقدام یا واقعیت ترک شغل و توقف کار، معمولاً پس از رسیدن به سن معین.
The action or fact of leaving one's job and ceasing to work, typically on reaching a certain age.
«او مشتاق بازنشستگیاش در سال آینده است.»
“He is looking forward to his retirement next year.”
«بسیاری از مردم سالها پیش از بازنشستگی برنامهریزی میکنند.»
“Many people plan for retirement years in advance.”
رایج. به ترک داوطلبانه شغل اشاره دارد، اغلب بدون اینکه لزوماً کار را به طور کامل متوقف کند یا به دلیل سن باشد. استعفا میتواند منجر به بازنشستگی شود، اما بازنشستگی به طور خاص در مورد پایان دادن به زندگی کاری است. 'او ماه گذشته استعفای خود را ارائه کرد'.
Common. Refers to voluntarily leaving a job, often without necessarily ceasing to work entirely or due to age. A resignation can lead to retirement, but retirement is specifically about ending one's working life. 'He submitted his resignation last month.'
دوره زندگی فرد پس از توقف کار.
The period of one's life after ceasing to work.
«آنها دوران بازنشستگی خود را به سفر به دور دنیا گذراندند.»
“They spent their retirement traveling the world.”
«او در فعالیتهای دوران بازنشستگی خود لذت زیادی میبرد.»
“He finds great joy in his retirement activities.”
رایج. به زمان آزادی اشاره دارد که فرد کار نمیکند یا تعهدی ندارد. بازنشستگی اوقات فراغت را فراهم میکند، اما 'اوقات فراغت' کل دوره نیست، فقط زمان آزاد در آن است. 'او از اوقات فراغت خود در دوران بازنشستگی لذت میبرد'.
Common. Refers to free time when one is not working or obligated. Retirement provides leisure, but 'leisure' isn't the entire period, just the free time within it. 'He enjoys his leisure time during retirement.'