retire

re·tire/rɪˈtaɪər/
re-back, againtireto grow weary or exhausted
verb (فعل)commonpast (گذشته): retiredpast participle (مفعولی): retired-ing (حال): retiring3rd (سوم): retires

فعل — بازنشسته شدن

بازنشسته شدنبازنشستگی گرفتن

از کار کناره‌گیری کردن، معمولاً به دلیل سن بالا یا پایان دوران کاری.

To stop working in a job or career, usually because of age.

«پدرم سال آینده بازنشسته می‌شود.»

My father will retire next year.

«او در ۶۵ سالگی از تدریس بازنشسته شد.»

She retired from teaching at age sixty-five.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000