retiming

re·tim·ing/ˌriːˈtaɪmɪŋ/
re-againtimearranging time-ingpresent participle/gerund
noun (اسم)technical

اسم — تنظیم مجدد زمان

تنظیم مجدد زماندوباره زمان‌بندی کردن

فرآیند تنظیم دوباره زمان وقوع رویدادها یا دستگاه‌ها.

The process of adjusting the timing of events or devices again.

«تنظیم مجدد زمان چراغ‌ها باعث بهبود جریان ترافیک شد.»

Retiming the signals improved traffic flow.

«تنظیم مجدد زمان انیمیشن مشکلات هماهنگی را رفع کرد.»

Retiming the animation fixed synchronization issues.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000