reticulated

re·tic·u·lat·ed/rɪˈtɪkjʊˌleɪtɪd/
re-back, againticulnet-ateto cause, make-edpast participle
adjective (صفت)technical

صفت — شبکه‌ای

شبکه‌ایبا الگوی توری

که با الگوی شبیه توری یا شبکه‌ای از خطوط یا رگ‌ها مشخص شده باشد.

Describes something marked with a netlike pattern of lines or veins.

«برگ دارای ساختار رگی شبکه‌ای است.»

The leaf has a reticulated vein structure.

«الگوهای شبکه‌ای در برخی پارچه‌ها رایج‌اند.»

Reticulated patterns are common in some fabrics.

تفاوت با واژه‌های مشابه
webbedشبکه‌ای

الگوهای شبیه تار یا شبکه، در زیست‌شناسی و طرح‌ها کاربرد دارد.

Describes patterns resembling webs or meshes, used in biology and design.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000