rethought

re·thought/riˈθɔːt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): rethoughtpast participle (مفعولی): rethought-ing (حال): rethinking3rd (سوم): rethinks

فعل — دوباره فکر کردن

دوباره فکر کردنتجدید نظر کردن

دوباره به موضوعی فکر کردن، معمولاً برای تجدید نظر.

Thought again about something, often reconsidering it.

«او بعد از جلسه برنامه‌هایش را دوباره بررسی کرد.»

She rethought her plans after the meeting.

«آنها استراتژی را با دقت دوباره بررسی کردند.»

They rethought the strategy carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reconsideredتجدید نظر کردن

رایج. به معنی دوباره فکر کردن، اغلب درباره تصمیم یا نظر، مشابه rethought.

Common. Means to think again, often about a decision or opinion, similar to rethought.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000