retest

re·test/ˌriːˈtɛst/
re-againtestexamination, trial
verb (فعل)commonpast (گذشته): retestedpast participle (مفعولی): retested-ing (حال): retesting3rd (سوم): retests

فعل — دوباره آزمایش کردن

دوباره آزمایش کردنمجدد امتحان کردن

دوباره آزمایش یا امتحان کردن برای تأیید نتایج یا دقت.

To test again to confirm results or accuracy.

«باید نمونه‌ها را برای دقت دوباره آزمایش کنیم.»

We need to retest the samples for accuracy.

«دانش‌آموز پس از مردود شدن مجبور بود دوباره امتحان دهد.»

The student had to retest after failing.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000