retie

re·tie/ˌriːˈtaɪ/
re-againtieto bind or fasten
verb (فعل)commonpast (گذشته): retiedpast participle (مفعولی): retied-ing (حال): retying3rd (سوم): reties

فعل — دوباره بستن

دوباره بستندوباره گره زدن

دوباره بستن یا گره زدن.

To tie again or fasten once more.

«لطفاً بند کفشت را محکم دوباره ببند.»

Please retie your shoelaces tightly.

«او مجبور شد گره را دوباره ببندد تا محکم شود.»

He had to retie the knot to make it secure.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000