verb (فعل)technicalpast (گذشته): retimedpast participle (مفعولی): retimed-ing (حال): retiming3rd (سوم): retimes
فعل — دوباره زمانبندی کردن
دوباره زمانبندی کردنتنظیم مجدد زمان
دوباره زمانبندی یا ترتیب انجام کاری را تنظیم کردن، معمولاً در زمینههای فنی یا رسانه.
To adjust or change the timing of something again, often in media or technical contexts.
«ویراستاران مجبور بودند ویدئو را دوباره زمانبندی کنند تا با صدا هماهنگ شود.»
“The editors had to retime the video to sync with the audio.”
«بعد از ساخت و ساز، باید چراغهای راهنمایی دوباره زمانبندی شوند.»
“We need to retime the traffic signals after the construction.”
تفاوت با واژههای مشابه
reschedule— از نو برنامهریزی کردن
رایج. میتواند به جای retime استفاده شود ولی retime خاصتر و مربوط به تنظیم زمان دقیق است.
Common. Can replace 'retime' broadly but 'retime' is more specific to timing adjustments than general scheduling.