retool

re·tool/ˌriːˈtuːl/
re-again, backtoolan instrument used to carry out a particular function
verb (فعل)technicalpast (گذشته): retooledpast participle (مفعولی): retooled-ing (حال): retooling3rd (سوم): retools

فعل — ابزارآلات را تغییر دادن

ابزارآلات را تغییر دادندوباره ابزارآلات نصب کردن

تغییر ابزار یا ماشین‌آلات در کارگاه برای تولید چیز متفاوت.

To change the tools or machines used in a factory or workshop to make something different.

«کارخانه برای تولید خودروهای برقی دوباره ابزارآلاتش تغییر کرد.»

The factory was retooled to produce electric cars.

«تغییر دوباره ابزارآلات ماشین‌ها زمان و هزینه می‌برد.»

Retooling machines takes time and money.

تفاوت با واژه‌های مشابه
adaptتطبیق دادن

رایج. می‌تواند برای توصیف تنظیم تجهیزات استفاده شود اما کلی‌تر از retool است.

Common. Can be used to describe adjusting equipment but is more general than retool focused on tools/machines.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000