retrieving

re·triev·ing/rɪˈtriːvɪŋ/
re-againtrieveto seek or fetch-ingpresent participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): retrievedpast participle (مفعولی): retrieved-ing (حال): retrieving3rd (سوم): retrieves

فعل — بازیابی کردن

بازیابی کردنپس گرفتن

دریافت یا بازگرداندن چیزی.

Getting something back or fetching it.

«سگ توپ را پس می‌آورد.»

The dog is retrieving the ball.

«بازیابی اطلاعات از سیستم زمان‌بر بود.»

Retrieving data from the system took time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fetchingآوردن

رایج. اشاره به رفتن برای برداشتن و آوردن چیزی دارد.

Common. Refers to going to get something and bringing it.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000