reverberatory

re·ver·ber·a·to·ry/ˌrɪˈvɜːrbəˌreɪtəri/
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more reverberatorysuperlative (عالی): most reverberatory

صفت — طنین‌انداز

طنین‌اندازپژواک‌دار

مرتبط با یا تولیدکننده پژواک، به‌ویژه صدای طنین‌دار در فضای بسته.

Relating to or producing reverberation, especially of sound in an enclosed space.

«کوره طنین‌انداز در متالورژی استفاده می‌شود.»

The reverberatory furnace is used in metallurgy.

«تأثیرات پژواک اتاق قابل توجه بود.»

The room’s reverberatory effects were noticeable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000