revote

re·vote/ˈriːˌvoʊt/
re-againvoteto cast a ballot
verb (فعل)formalpast (گذشته): revotedpast participle (مفعولی): revoted-ing (حال): revoting3rd (سوم): revotes

فعل — دوباره رای دادن

دوباره رای دادنرأی‌گیری مجدد کردن

برگزاری دوباره رای‌گیری معمولاً به علت نامعتبر یا بی‌نتیجه بودن رای اول.

To conduct a new vote, usually because the initial one was invalid or inconclusive.

«کمیته تصمیم گرفت درباره پیشنهاد دوباره رأی‌گیری کند.»

The committee decided to revote on the proposal.

«به‌خاطر تساوی، شورا دوباره رأی‌گیری کرد.»

Due to a tie, the council held a revote.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recastدوباره انجام دادن

هم‌معنی رسمی در انتخابات؛ در مکالمه روزمره کمتر استفاده می‌شود.

Formal synonym used for elections or decisions; not as common in everyday speech.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000