reweave

re·weave/ˌriːˈwiːv/
verb (فعل)formalpast (گذشته): rewovepast participle (مفعولی): rewoven-ing (حال): reweaving3rd (سوم): reweaves

فعل — دوباره بافتن

دوباره بافتن

دوباره یا به شکل متفاوتی بافتن

to weave again or differently

«او تصمیم گرفت پارچه آسیب‌دیده را دوباره ببافد.»

She decided to reweave the damaged fabric.

«هنرمند به دقت قالیچه پاره را دوباره بافت.»

The artisan reweaved the torn tapestry carefully.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000