rewash

re·wash/ˌriːˈwɒʃ/
re-againwashto clean with water
1verb (فعل)commonpast (گذشته): rewashedpast participle (مفعولی): rewashed-ing (حال): rewashing3rd (سوم): rewashes

فعل — دوباره شستن

دوباره شستنمجدداً شستشو دادن

دوباره شستن چیزی.

To wash something again.

«مجبور شدم دوباره ظرف‌ها را بشویم چون دفعه اول تمیز نبودند.»

I had to rewash the dishes because they weren't clean the first time.

«او تصمیم گرفت بعد از تمرین موهایش را دوباره بشوید.»

She decided to rewash her hair after her workout.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rinseآب کشیدن

روزمره. به طور خاص به شستشو با آب تمیز برای از بین بردن صابون یا کثیفی اشاره دارد. همیشه قابل تعویض نیست؛ 'rewash' به یک شستشوی کامل دوم اشاره دارد، در حالی که 'rinse' معمولاً بخشی از شستشو است.

Everyday. Specifically means to wash with clean water to remove soap or dirt. Not always interchangeable; 'rewash' implies a full second cleaning, while 'rinse' is usually a part of washing.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): rewashes

اسم — شستشوی مجدد

شستشوی مجدددوباره‌شویی

عمل دوباره شستن چیزی.

An act of washing something again.

«لکه‌ها به شستشوی مجدد نیاز داشتند.»

The stains required a rewash.

«بعد از شستشوی مجدد، پارچه خیلی بهتر به نظر می‌رسید.»

After the rewash, the fabric looked much better.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000