rickety

rick·et·y/ˈrɪk.ɪ.ti/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): ricki·et·i·ersuperlative (عالی): ricki·et·i·est

صفت — لق

لقفرسودهبیمار

ضعیف، لق یا در حال خراب شدن، به ویژه در مورد سازه‌ها یا اشیا.

Weak, shaky, or likely to fall apart, especially of structures or objects.

«صندلی لق وقتی نشست خراب شد.»

The rickety chair collapsed when he sat down.

«آنها با احتیاط از پل لق عبور کردند.»

They crossed the rickety bridge carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shakyلق

رایج است. وقتی چیزی ناپایدار یا ناامن است قابل تعویض است.

Common. Interchangeable when describing something unstable or insecure.

unstableناپایدار

رسمی است. برای سازه‌ها یا وضعیت‌هایی که ممکن است خراب شوند استفاده می‌شود.

Formal. Used for structures or conditions likely to fail or collapse.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000