rid out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/rɪd aʊt/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — خالی کردن

خالی کردنپاک‌سازی کردن

چیزهای ناخواسته را از جایی بیرون ریختن و آنجا را خالی یا تمیز کردن.

To clear unwanted things from a place; to clean out.

«باید این آخر هفته انباری را خالی و مرتب کنیم.»

We need to rid out the shed this weekend.

«او لباس‌های قدیمی را از کمد بیرون ریخت.»

She rid out old clothes from the closet.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000