rife

/raɪf/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): rifersuperlative (عالی): rifest

صفت — شایع

شایعرایج

معمولاً درباره چیزی ناخواسته که رایج و گسترده است.

(Usually of something undesirable) widespread or common.

«فساد در آن سازمان گسترده بود.»

Corruption was rife in the organization.

«اشتباهات زیادی در گزارش وجود دارد.»

Errors are rife in the report.

تفاوت با واژه‌های مشابه
widespreadگسترده

متداول. معمولاً به معنای گستردگی استفاده می‌شود.

Common. Often used as a synonym for 'rife' regarding prevalence.

prevalentرایج

رسمی. معنای مشابه اما خنثی‌تر از rife دارد.

Formal. Similar meaning but more neutral than 'rife'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000