در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شلیک تفنگ؛ همچنین، مسافتی که گلوله تفنگ میتواند طی کند یا به آن برسد.
The firing of a rifle; also, the distance a rifle bullet can travel or reach.
«صدای شلیک تفنگ را از دور شنیدیم.»
“We heard a rifleshot in the distance.”
«کلبه در برد تفنگ از جاده اصلی قرار داشت.»
“The cabin was within rifleshot of the main road.”