riffle

rif·fle/ˈrɪf.əl/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): riffledpast participle (مفعولی): riffled-ing (حال): riffiling3rd (سوم): riffles

فعل — ورق زدن سریع

ورق زدن سریعحرکت دادن کارت‌ها

سریع ورق زدن صفحات یا کارت‌ها همراه با صدای خاص.

To flip through pages quickly or shuffle cards, producing a characteristic sound.

«او برای پیدا کردن فصل، کتاب را سریع ورق زد.»

He riffled through the book to find the chapter.

«او قبل از پخش، کارت‌ها را ورق زد.»

She riffled the cards before dealing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flipورق زدن

رایج. مشابه است اما 'flip' کلی‌تر است و صدای خاص riffle را ندارد.

Common. Similar but 'flip' is more general and may not involve the characteristic sound of riffle.

2noun (اسم)commonplural (جمع): riffles

اسم — جریان سریع آب

جریان سریع آبرپستن رودخانه

قسمت کم عمق و سریع رودخانه با آب خشن و حرکت بالا به خاطر وجود سنگ‌ها.

A rapid shallow part of a stream with rough water caused by stones.

«ماهی نزدیک جریان سریع و کم‌عمق رودخانه استراحت می‌کرد.»

The fish rested near the riffle in the stream.

«در حین پیاده‌روی کنار رودخانه یک قسمت کم‌عمق و تند آب را رد کردیم.»

We crossed a riffle while hiking along the river.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rapidرپست

رایج. معنای مشابه ولی 'rapid' معمولاً بخش‌های بزرگتر و پر تلاطم آب است.

Common. Similar meaning but 'rapid' often refers to larger turbulent water sections, while riffle is shallower.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000