riffing

riff·ing/ˈrɪfɪŋ/
riffa short, repeated melodic phrase in music-ingforming the present participle of verbs or verbal nouns
1verb (فعل)commonpast (گذشته): riffedpast participle (مفعولی): riffed-ing (حال): riffing3rd (سوم): riffs

فعل — بداهه‌نوازی کردن

بداهه‌نوازی کردنبداهه‌پردازی کردن

نواختن یک جمله ملودیک یا ریتمیک کوتاه و تکراری، به ویژه در موسیقی جاز یا راک؛ همچنین، بداهه‌پردازی یا گفتن چیزی به صورت بداهه بر اساس یک موضوع.

Performing a short, repeated melodic or rhythmic phrase, especially in jazz or rock music; also, speaking or performing extemporaneously on a theme.

«نوازنده گیتار در طول تک‌نوازی خود روی گام بلوز ریف می‌زد.»

The guitarist was riffing on a blues scale during his solo.

«او تمام برنامه را به بداهه‌پردازی در مورد رویدادهای جاری اختصاص داد.»

He spent the whole set riffing on current events.

تفاوت با واژه‌های مشابه
improvisingبداهه‌پردازی کردن

رایج. این یک اصطلاح گسترده‌تر برای خلق خودجوش است، نه فقط در موسیقی بلکه در گفتار یا بازیگری. در اشاره به خلق خودجوش با 'riffing' قابل تعویض است، اما 'riffing' به طور خاص یک عبارت موسیقی تکراری یا مونولوگ کمدی را تلویحاً بیان می‌کند. 'او داشت روی پیانو بداهه‌پردازی می‌کرد' مانند 'او داشت روی پیانو ریف می‌زد' عمل می‌کند.

Common. This is a broader term for creating spontaneously, not just in music but also in speech or acting. It is interchangeable with 'riffing' when referring to spontaneous creation, but 'riffing' specifically implies a repeated musical phrase or a comedic monologue. 'He was improvising on the piano' works like 'He was riffing on the piano'.

jammingهمنوازی کردن

غیررسمی/موسیقایی. به یک جلسه موسیقی بداهه‌نوازی آرام، اغلب با دیگران، اشاره دارد. 'Jamming' معمولاً مشارکتی و کمتر ساختاریافته‌تر از 'riffing' است که می‌تواند یک عمل تک‌نفره باشد. 'آنها در گاراژ همنوازی می‌کردند' بر جنبه مشارکتی تأکید دارد.

Informal/Musical. Refers to a relaxed, improvised musical session, often with others. 'Jamming' is usually collaborative and less structured than 'riffing' which can be a solo act. 'They were jamming in the garage' emphasizes the collaborative aspect.

2noun (اسم)common

اسم — بداهه‌نوازی

بداهه‌نوازیبداهه‌پردازی

عمل ایجاد یا اجرای یک ریف.

The act of creating or performing a riff.

«بداهه‌نوازی او در طول کنسرت چشمگیر بود.»

His riffing during the concert was impressive.

«جلسه همنوازی گروه تبدیل به یک ساعت بداهه‌نوازی جمعی شد.»

The band's jam session turned into an hour of collective riffing.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000