rapid

rap·id/ˈræpɪd/
rap-quick, sudden-idadjective suffix
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more rapidsuperlative (عالی): most rapid

صفت — سریع

سریعسریعیتند

رخ دادن با سرعت بسیار زیاد و در مدت زمان کوتاه

Happening very quickly or in a short time

«بیمار بعد از درمان پیشرفت سریعی نشان داد.»

The patient showed rapid improvement after the treatment.

«جریان رودخانه بعد از باران‌ها بسیار تند است.»

The river has a rapid current after the rains.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fastسریع

رایج. در مواقعی که سرعت اهمیت دارد با rapid قابل تعویض است ولی fast عمومی‌تر است؛ مثل car fast به جای rapid car.

Common. Interchangeable with 'rapid' when emphasizing speed but 'fast' is more general and used more broadly; e.g., 'fast car' instead of 'rapid car'.

quickسریع

رایج. شبیه rapid ولی بیشتر برای سرعت واکنش یا عمل استفاده می‌شود؛ مثلا quick response بیشتر رایج است تا rapid response.

Common. Similar to 'rapid' but usually describes reaction or action speed rather than process speed; e.g., 'a quick response' but less often 'a rapid response'.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): rapids

اسم — جریان سریع در رودخانه

جریان سریع در رودخانهآبشار کوچک

بخشی از رودخانه با جریان سریع و خروشان که از روی سنگ‌ها عبور می‌کند

A fast-moving part of a river where the water flows turbulently over rocks

«آنها با هیجان زیاد از میان جریان‌های خروشان رودخانه عبور کردند.»

They went rafting through the rapids with great excitement.

«جریان‌های سریع باعث دشواری قایق‌رانی کایاک شدند.»

The rapids made the kayak ride very challenging.

تفاوت با واژه‌های مشابه
whitewaterآب سفید

رایج در ورزش‌های خارج از خانه. وقتی به رودخانه‌های خروشان اشاره دارد می‌تواند جای rapid را بگیرد.

Common in outdoor sports contexts. Can replace 'rapid' when referring to fast-moving river sections popular for rafting.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000