type (نوع):manneradjective (صفت):rigorousposition (جایگاه):end
با دقت بسیارسختگیرانهموشکافانهبطور کامل
به صورت بسیار دقیق، کامل و سختگیرانه، خصوصاً هنگام اجرای قوانین، روشها یا تحلیلها.
In a very strict, thorough, or precise manner, especially when applying rules, methods, or analysis.
«دادهها برای جلوگیری از خطا به دقت تحلیل شدند.»
“The data was rigorously analyzed to avoid errors.”
«کارمندان جدید قبل از شروع کار به طور سختگیرانه آموزش میبینند.»
“New employees are rigorously trained before starting work.”
تفاوت با واژههای مشابه
strictly— به طور سختگیرانه یا قاطعانه هرچند نه لزوما با جزییات کامل و دقت بالا در هر گام از یک فرآیند مانند rigorously بلکه در چارچوب یک قاعده عمل کردن و از آن تخطی نکردن مدنظر است و در معنای قانونی هم کاربرد دارد. اغلب میتواند جایگزین 'rigorously' شود وقتی تاکید بر پایبندی به قوانین یا استانداردها باشد، اما 'rigorously' کاربردی عمیقتر و جامعتر را القا میکند. 'The rules were strictly applied.' درست است، اما 'The experiment was strictly designed' شاید بهتر باشد 'rigorously designed' برای جامعیت.
thoroughly— کاملاً یا بطور جامع و کامل (نه لزوما سختگیرانه). بر کامل بودن و توجه به تمام جزئیات تأکید دارد بدون اینکه لزوماً شدت یا دشواری را برساند. بیشتر به معنای از قلم نیفتادن چیزی است. 'The room was thoroughly cleaned' درست است، اما 'The theory was thoroughly debated' ممکن است عمق چالش تحلیلی 'rigorously debated' را نرساند.
precisely— دقیقاً یا بطور کاملا درست. بر صحت و دقت تمرکز دارد، اغلب در اندازهگیریها یا توصیفات. در حالی که 'rigorously' شامل دقت است، عناصر سختگیری و کامل بودن را نیز اضافه میکند. 'He measured the ingredients precisely.' درست است، اما 'The method was precisely defined' برای تاکید بر دقت و سختگیری تعریف، 'rigorously defined' خواهد بود.