ripest

ri·pest/ˈraɪ.pɪst/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): ripersuperlative (عالی): ripest

صفت — رسیده‌ترین

رسیده‌ترینکامل‌ترنمو یافته‌ترین

بیشترین میزان رسیدگی یا کامل شدن، به ویژه در میوه‌ها

Most fully matured or developed, especially of fruit

«رسیده‌ترین گوجه‌ها برای سالاد انتخاب شدند.»

The ripest tomatoes were selected for the salad.

«او رسیده‌ترین هلوها را از درخت چید.»

She picked the ripest peaches from the tree.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000