ripened
فعل — رسید
رسیده شد یا چیزی را رساند (زمان گذشته و اسم مفعول فعل ripen).
Became or made ripe (past tense and past participle of 'ripen').
«هلوها در آفتاب گرم به سرعت رسیدند.»
“The peaches ripened quickly in the warm sun.”
«او سیبها را پس از اینکه کاملاً رسیده بودند چید.»
“He picked the apples after they had fully ripened.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. کاملاً رشد یافته یا بزرگ شدن. برای میوهها و سبزیجات با 'ripened' قابل تعویض است. همچنین برای افراد یا فرآیندها نیز به کار میرود. 'میوه روی درخت بالغ شد' درست است، 'پنیر در سرداب رسید' نیز درست است.
Formal. To become fully developed or grown. Interchangeable with 'ripened' for fruits and vegetables. Also applies to people or processes. 'The fruit matured on the vine' works, 'The cheese ripened in the cellar' works.
رایج. رشد کردن یا باعث رشد و پیشرفتهتر شدن. در مفهوم کاملاً شکل گرفتن قابل تعویض است. 'ایده به مرور زمان توسعه یافت' درست است، 'میوه زیر نور خورشید رسید' نیز درست است.
Common. To grow or cause to grow and become more advanced. Interchangeable in the sense of becoming fully formed. 'The idea developed over time' works, 'The fruit ripened under the sun' works.