ripening

rip·en·ing/ˈraɪpnɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): ripenedpast participle (مفعولی): ripened-ing (حال): ripening3rd (سوم): ripens

فعل — رسیدن

رسیدنپخته شدن

رسیدن یا آماده خوردن شدن، مخصوصاً میوه.

Becoming mature or ready to eat, especially fruit.

«موزها به سرعت دارند می‌رسند.»

The bananas are ripening quickly.

«میوه‌های رسیده پرندگان را جذب می‌کنند.»

Ripening fruit attracts birds.

تفاوت با واژه‌های مشابه
maturingرسیدن

رایج. اصطلاح کلی برای آماده شدن یا توسعه کامل، مشابه ripening برای میوه.

Common. General term for becoming ready or fully developed, similar to ripening for fruit.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000