maturing

ma·tur·ing/məˈtʃʊərɪŋ/
matur-ripe / fully grown-ingpresent participle / gerund
1verb (فعل)commonpast (گذشته): maturedpast participle (مفعولی): matured-ing (حال): maturing3rd (سوم): matures

فعل — بالغ شدن

بالغ شدنرسیدنتکامل یافتن

از نظر جسمی، ذهنی یا عاطفی به حالت کامل یا پیشرفته‌تر رشد کردن؛ بالغ شدن یا آماده شدن.

To develop physically, mentally, or emotionally to a full or more advanced state; to become ripe or ready.

«کودک برای سنش به سرعت بالغ می‌شود.»

The child is maturing quickly for her age.

«شراب سال‌ها در بشکه‌های بلوط رسیده است.»

The wine has been maturing in oak barrels for years.

تفاوت با واژه‌های مشابه
developingدر حال توسعه

روزمره. اصطلاحی کلی‌تر برای رشد یا پیشرفت. 'کودکی در حال توسعه مهارت‌های زبانی است' درست است. 'کودکی از نظر عاطفی بالغ می‌شود' به رسیدن به مرحله رشد کامل اختصاصی‌تر است.

Everyday. Broader term for growth or progress. 'A child is developing language skills' works. 'A child is maturing emotionally' is more specific to reaching a state of full growth.

ripeningرسیدن (میوه)

روزمره. عمدتاً برای میوه‌ها و سبزیجات به کار می‌رود. 'موزها در حال رسیدن هستند' درست است. 'پنیر در حال رسیدن است' نیز درست است، اما ripening برای انسان استفاده نمی‌شود.

Everyday. Primarily used for fruits and vegetables. 'The bananas are ripening' works. 'The cheese is maturing' also works, but 'ripening' isn't used for people.

agingپیر شدن

روزمره. به فرآیند مسن‌تر شدن اشاره دارد که می‌تواند شامل بلوغ باشد اما به معنای افول نیز هست. 'شراب در بشکه پیر می‌شود' درست است. 'فردی در حال بالغ شدن است' به معنای توسعه مثبت است، در حالی که 'پیر شدن' می‌تواند خنثی یا منفی باشد.

Everyday. Refers to the process of growing older, which can include maturing but also implies decline. 'Wine ages in barrels' works. 'A person is maturing into an adult' implies positive development, while 'aging' can be neutral or negative.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more maturingsuperlative (عالی): most maturing

صفت — در حال بلوغ

در حال بلوغدر حال رسیدن

در حال رسیدن به بلوغ؛ در حال توسعه.

Coming to maturity; developing.

«ما شاهد بازاری در حال بلوغ در انرژی‌های تجدیدپذیر هستیم.»

We are observing a maturing market in renewable energy.

«پنیر در حال رسیدن ماه آینده آماده خواهد بود.»

The maturing cheese will be ready next month.

تفاوت با واژه‌های مشابه
developingدر حال توسعه

روزمره. اصطلاح کلی برای چیزی که در حال پیشرفت است. 'کشوری در حال توسعه' درست است. 'بازاری در حال بلوغ' به بازاری اشاره دارد که به ثبات و پیچیدگی می‌رسد.

Everyday. General term for something in progress. 'A developing country' works. 'A maturing market' refers to one reaching stability and sophistication.

ripeningدر حال رسیدن (میوه)

روزمره. عمدتاً برای میوه‌ها و محصولات کشاورزی به کار می‌رود. 'میوه در حال رسیدن' درست است. کمتر برای مفاهیم انتزاعی مانند بازارها یا مهارت‌ها استفاده می‌شود.

Everyday. Primarily used for fruits and crops. 'Ripening fruit' works. Less commonly applied to abstract concepts like markets or skills.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000