roaded

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

road·ed/ˈroʊdɪd/
roada prepared route for vehicles-edpast tense or past participle
1adjective (صفت)formal

صفت — دارای جاده

دارای جادهجاده‌دار

دارای جاده ساخته شده یا پوشیده شده با جاده.

Having constructed or covered with a road or roads.

«روستای دورافتاده سال گذشته بالاخره جاده‌دار شد.»

The remote village was finally roaded last year.

«آن منطقه کاملا جاده‌دار است و دسترسی خوبی به بزرگراه‌ها دارد.»

The area is fully roaded with good access to highways.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pavedسنگفرش شده

رایج. می‌تواند جایگزین 'roaded' شود وقتی به سطح سنگفرش شده اشاره دارد؛ کمتر زمانی که معنا وسیع‌تر داشتن جاده است.

Common. Can replace 'roaded' when emphasizing a paved surface, e.g. a paved street; less interchangeable when 'roaded' refers generally to having any kind of road.

متضادها
2verb (فعل)formalpast (گذشته): roadedpast participle (مفعولی): roaded-ing (حال): roading3rd (سوم): roads

فعل — جاده‌سازی کرد

جاده‌سازی کردراه‌سازی کرد

گذشته فعل road به معنی ساختن یا احداث جاده.

Past tense of 'road' meaning to construct or lay a road.

«آن‌ها مسیر را جاده‌سازی کردند تا حمل‌ونقل بهتر شود.»

They roaded the path to improve transportation.

«دولت سال گذشته بزرگراه‌های جدید جاده‌سازی کرد.»

The government roaded new highways last year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
builtساخت

رایج. هنگام اشاره به ساختن چیزی می‌تواند جایگزین 'roaded' شود؛ اصطلاحی کلی‌تر است.

Common. Can replace 'roaded' when referring to constructing something, e.g. built a road; more general term.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000