roaming

roam·ing/ˈroʊmɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): roamedpast participle (مفعولی): roamed-ing (حال): roaming3rd (سوم): roams

فعل — پرسه زدن

پرسه زدنگشتن

مصدر حال فعل 'roam' که به معنی حرکت آزادانه بدون مقصد مشخص است.

Present participle of 'roam', meaning to move about without a fixed destination.

«آنها در شهر گشت می‌زنند تا غذا پیدا کنند.»

They are roaming the city looking for food.

«گربه‌ها آزادانه در محله پرسه می‌زنند.»

Cats roam freely in the neighborhood.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wanderingآواره بودن

رایج. وقتی به حرکت بدون هدف اشاره دارد، جایگزین هم هستند.

Common. Interchangeable when referring to moving without a fixed goal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000